* آشنآی دل پریشآن *
❀گاهی؛یک غریبه حرفی میزندکه ازخواب زمستانی بیدارمیشوی!ازامروز؛ترانه هایم رابرای توخواهم سرود❀ 
قالب وبلاگ
همکآران نویسنده
لینکستونـ
لینک هآی ویژه

به وب سایت Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ آشنای دل پریشآن Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ خوش آمدید.

تآ بآزشدن صفحآت؛لطفاکمی صبور بآشید.


برای خواندن خاطرات *زندگی من2سال قبل از تولدم*

اینجا کلیک کنید.


عیب نداره خداجون. هر چه قدر دوست داری این قفس رو تنگ کن! انقدر تنگ کن که استخونام خرد شه!

میخوای صبرمو امتحان کنی!؟ عیب نداره خدا جون. هرچه قفس تنگ تر میشه. بیشتر عاشقت میشم.

اول خودم. بعد دیگران! اونم اگه فرصت بشه. . .!


http://www.m0ri.com/wp-content/uploads/2011/11/groups.gif

http://sms64.blogfa.com






[ یکشنبه 2 شهریور1393 ] [ 21:56 ] [ به قلم سیدهآشم ]

 

 

زندگی ادآمه دآره ؛ حتی وقتی تو  نبآشی

 

اگه آشنآ بمونی ؛ یآ مثل غریبه هآ بآشی

 

 

حتی وقتی وآژه عشق ؛ بآ خیآنت هم نفس بشه

 

یآ اگه تموم دنیآ ؛ وآسه پرآمون قفس بشه

 

 

نه خزون ؛ نه بهآر ؛ انگآری روزگآر تو  رو از دل من رنجوند

 

دیگه تو هر قدم  می گذشتی ازم ؛ قلبمو می لرزوند

 

 

زندگی ادآمه دآره ؛ به جلو قصه تکرآر

 

حتی وقتی شعله عشق ؛ تو نگآهی بی رمق بشه

 

 

یآ اگه دفتر شآدی ؛ روزی خآلی از ورق بشه

 

زندگی ادآمه دآره ؛ خوب و بد و سفید و مشکی

 

 

تآ زمآنی که یه لبخند می شکفه ؛ می چکه اشکی

 

کسی پله هآی اون رو ؛ به عقب بر نمی گرده

 

 

ولی می تونه ببینه که گذشته هآ چه کرده

 

زندگی ادآمه دآره ؛ بآ من و تو ؛ بی من و تو

 

این دو روز زندگی رو بیآ همرآه دلم شو. . .

 

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

 

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)





[ شنبه 8 شهریور1393 ] [ 19:2 ] [ به قلم سیدهآشم ]

اين گمشده انگار که ...

 

 

پیدآست غم عشق تو از رنگ نگآهم

 

سوگند به چشمآن تو حآشآ شدنی نیست

 

 

بی مرحم اعجآز نگآه تو عزیزم

 

این کهنه ترین زخم ؛ مدآوآ شدنی نیست

 

 

بعد از تو نبندم دل به یآری

 

عشق دگری در دل من جآ شدنی نیست

 

 

بآور بکن این زندگی اندر منظر من

 

بی منظر چشم تو ؛ زیبآ شدنی نیست

 

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

 

افسرده ترین است ؛ دلم بی تو بهآرآ

 

این بآغ خزآن دیده شکوفآ شدنی نیست

 

 

یخ بسته وجودم ز زمستآن جدآیی

 

برف غمت از دشت دلم پآ شدنی نیست

 

 

گفتم ببرم خآطره ی عشق تو از یآد

 

هر چند که کوشیده ام اما شدنی نیست

 

 

دیریست به دنبآل تو میگردم و افسوس

 

این گمشده انگآر که پیدآ شدنی نیست. . .

 

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)





[ شنبه 1 شهریور1393 ] [ 0:2 ] [ به قلم سیدهآشم ]

 

خوشآ به حآلت که غمی ندآری

 

مسیر پر پیچ و خمی ندآری!

 

 

خوشآ به حآلت که مجردی تو

 

قآطی ازوآج نیومدی تو!

 

 

بچه ندآری که بگیره حآلت

 

چه رآحتِ تخت و ؛ خوبه حآلت!

 

 

بچه هآ امروز مصیبت شدن

 

ننر شدن لوس و بد عآدت شدن

 

 

هزینشون بد جوری رفته بآلآ

 

پول ؛ علف خرسه برآی اونآ!

 

 

هلآک اجنآسِ مدل جدیدن

 

همیشه توی مرکز خریدن!

 

 

میدن دو تآ چک پولو خیلی آسون

 

بآبت یک لبآس تنگ و چسبون

 

 

میگیرن از تو دآئما ترآول

 

تآ که بسآزن یه تریپ خوشگل!

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

یآ کآفی شآپن یآ کلآس کنکور

 

اونم برآی ژست و فیس و فیگور!

 

 

بچه نگو ؛ آیینه دق شدن!

 

بلآ شدن ؛ پر رو سر تق شدن!

 

 

تیپشونم خوشگل و خیلی نآزه

 

همیشه تو بوتیکن و مغآزه!

 

 

فشن شدن ؛ هزینشون زیآده!

 

فقط شدن توقع و افآده!

 

 

بآ بر وبچ میرم تو کآر سبقت!

 

زندگیشون همش شده رقآبت!

 

 

میخوآن که تیپشون عروسک بآشه!

 

گوشی اونهآ تو محل تک بآشه!

 

 

هدر میدن نصف حقوق مآ رو

 

تآ که بشن شبیه.....(اونهآ)

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

تآ که بگی خآلیه جیب مآهآ

 

میگن چرآ دنیآ آوردی مآ رآ؟

 

 

ندآرم ؛ اصلا سرشون نمیشه

 

سیری چیه اخلآقشون همیشه!

 

 

بگی ندآرم ؛ میزنی ضد حآل

 

چک پولو ؛ رو کن تآ بشی ایده آل!

 

 

نظر نشه ؛ بدجوری بآکلآسن

 

اند پیآمک زدن و تمآسن!

 

 

قبض موبآیلشون پدر در آره!

 

دخل حقوق آدمو میآره!

 

 

خلآصه خیلی سخته بچه دآری

 

علی الخصوص بآ حقوق ادآری!

 

 

خوشآ به حآلت که هنوز عآقلی!

 

مجرد و رآحت و بی مشکلی...!

 

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)





[ یکشنبه 15 تیر1393 ] [ 1:38 ] [ به قلم سیدهآشم ]

گجنین نصفیدی یآ رب

 (نصف شب است یآ رب)

یوخی گلمیر گوزومه

 (خوآب نمیآد به چشمهآم)

 

بو نه عآلمدی خدآیآ

(این چه عآلمی است خدآیآ) 

دییرم اوز اوزومه

(می گویم به خوم) 

 

بآخآرآم تآی توشومآ

(نگآه میکنم به رفیقآنم) 

هآمسی دلدآرآ چآتب

(همه به دلدآر رسیدن) 

 

اول آخشآم سویونوب

 (از سر شب)

رآحت و آسوده یآتب

 (رآحت و آسوده خوآبیدن)

 

هآچآن جآق من اوزوم

(تآ کی من خودم) 

عکسه بآخب کآم آلآرآم؟

(به عکس نگآه کنم و کآم بگیرم؟) 

 

هآمی یآرین دودآقین

(همه لب یآرشآن رآ) 

منده بآلنجی یآلآرآم. . .

(من هم  بآلشت رآ بلیسم!)

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

 

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)

 






[ یکشنبه 1 تیر1393 ] [ 22:28 ] [ به قلم سیدهآشم ]


 

سلآم تنهآ بهونه وآسه نفس کشیدن

 

هنوزم پر میکشه دل ؛ برآی به تو رسیدن

 

 

وآسه جوآب نآمت میدونم که خیلی دیره

 

بذآ به حسآب غربت ؛ نکنه دلت بگیره!

 

 

عزیزم بگو ببینم ؛ که چه رنگه روزگآرت؟

 

خیلی دوست دآرم تو مهتآب ؛ بشینم یه شب کنآرت

 

 

سرتو بآ مهربونی بذآری به روی شونم

 

تو فقط وآسم دعآ کن ؛ آخه دنبآل بهونه ام

 

 

حآلم رو اگه بپرسی ؛ خوبه تعریفی ندآره

 

چون بلآتکلیفه عآشق ؛ آخه تکلیفی ندآره

 

 

نکنه ازم برنجی ؛ تشنه ام تشنه ی بآرون

 

چقدر از دریآ ما دوریم ؛ بی گنآهیم هر دوتآمون

 

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

 

بد جوری به هم میریزه من و گآهی اتفآقی

 

تو اگه نبآشی از من نمی مونه چیزی بآقی

 

 

میدونی که دست من نیست ؛ بآزیآی سرنوشته

 

رو قشنگآ خط کشیده زشتآرو برآم نوشته

 

 

بآز که ابری شد نگآهت ؛ بغضتم وآسم عزیزه

 

امآ اشکآت رو نگه دآر ؛ نذآر اینجوی بریزه

 

 

من هنوز چیزی نگفتم که تو طآقتت تموم شد

 

بآقیش و بگم میبینی گریه هآت کلی حروم شد!

 

 

حآل من خیلی عجیبه ؛ دوست دارم پیشم بشینی

 

من نگآهت بکنم تو تو چشآم عشق رو ببینی

 

 

یآدته من و تو دآشتیم سآده زندگی می کردیم؟

 

از همین چشمه ی شفآف رفع تشنگی می کردیم؟

 

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

 

یه دفعه یه مهمون عقلم رو یه جوری دزدید!

 

دل تو به روش نیآورد ؛ از همون دقیقه فهمید

 

 

اولش فکر نمیکردم که دلم رو برده بآشه

 

یآ دلم گول چشآی روشنش رو خرده بآشه!

 

 

امآ نه ؛ گذشت و دیدمدل من دیوونه تر شد!

 

به تو گفتم و دلت از من بآ خبر شد

 

 

اولش گفتم یه حسه یآ یه احترآم سآده

 

امآ بعد دیدم که عشقه! آخه اندآزش زیآده

 

 

تو بآزم طآقت آوردی مث پونه هآ تو پآییز

 

سرنوشت تو سفیده مآجرآی من غم انگیز

 

 

بدجوری دیوونتم من ؛ فکر نکن این اعترآفه

 

همیشه نبودن تو ؛ کرده این دل و کلآفه

 

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

 

میدونم فرقی ندآره ؛ وآست عآشق بودن من

 

می دونم وآست یکی شد ؛ بودن و نبودن من

 

 

می دونم دوسم ندآری ؛ مثل روزآی گذشته!

 

من خودم خوندم تو چشمآت ؛ یه کسی این رو نوشته

 

 

امآ روح من یه دریآست ؛ پره از موج و تلآطم

 

سآحلش تویی و موجآش خنجرآی حرف مردم

 

 

آخ چه لذتی دآره ؛نآز چشمآتو کشیدن

 

رفتن یه رآه دشوآر ؛ وآسه هرگز نرسیدن

 

 

من که آسمون نبودم ؛ امآ عشق تو یه مآهه

 

سرزنش نکن دلم رو ؛ به خدآ اون بی گنآهه

 

 

تو که چشمآی قشنگت ؛ خونه ی صد تآ ستآرست

 

تو که لبخد طلآییت ؛ وآسه من عمر دوبآرست

 

 

 

بیآ و مثل گذشته ؛ جز به من به همه شک کن

 

من بدون تو می میرم ؛ بیآ و بهم کمک کن. . .

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)





[ دوشنبه 26 خرداد1393 ] [ 1:11 ] [ به قلم سیدهآشم ]

به پایان آمد این دفتر ؛ حکایت همچنان باقیست ...

 

درود مجدد خدمت دوستان و بازدید کنندگان گرامی.

 

بالاخره بعد از کش و قوص های فروان و رفت و آمدهای بسیار!

 

قسمت 21 خاطرات زندگیم هم به پایان رسید و سیدی شد سرباز!

 

و البته سرباز نیروی هوایی! لطفا ادامه مطلب

 

چند سطری اضافه شد.(10 مرداد 92)





»»»»»»ادآمه مطلب

[ یکشنبه 25 خرداد1393 ] [ 18:0 ] [ به قلم سیدهآشم ]
حرف دل me.........


 
این روزآ عآدت همه ؛ رفتن و دلشکستنه!

 
درد تموم عآشقآ ؛ پآی یکی نشستنه
 

 
این روزآ مشق بچه هآ ؛ یه صفحه آشفتگیه

 
گردآی رو آینه هآ ؛ فقط غم زندگیه

 
 
این روزآ درد عآشقآ ؛ فقط غم ندیدنه

 
مشکل بی ستآره هآ ؛ یکم ستآره چیدنه

 
 
این روزآ کآر گلدونآ ؛ از شبنمی ؛ تر شدنه

 
آرزوی شقآیقآ ؛ یه شب کبوتر شدنه

 
 
این روزآ آسمونمون ؛ پر از شکسته بآلیه

 
جآی نگآه عآشقت ؛ بآز توی خونه خآلیه

 
 
این روزآ کآر آدمآ ؛ دلهآی پآک رو بردنه

 
بعدش اونو گرفتن و به دیگری سپردنه
 
 
 
 
این روزآ کآر آدمآ ؛ تو انتظآر گذآشتنه

 
سآده ترین بهآنشون ؛ از هم خبر ندآشتنه

 
 
این روزآ سهم عاشقآ ؛ غصه و بی وفآییه

 
جرم تمومشون ؛ فقط لذت آشنآییه 

 
 
این روزآ توی هر قفس ؛ یکی دو تآ قنآریه

 
شبهآ غم قنآریها ؛ تو خوآب خونه جآریه

 
 
این روزآ چشمآی همه ؛ غرق نیآز شبنمه

 
رو گونه هر عآشقی ؛ چند قطره بآرون غمه

 
 
این روزآ ورد بچه هآ ؛ بآزی چرخ و فلکه

 
قلبآی مثل دریآمون ؛ پر از خرآش و ترکه
 
 
 
این روزآ عآدت گلهآ ؛ مرگ و بهونه کردنه

 
کآر چشمآی آدمآ ؛ دل رو دیونه کردنه

 
 
این روزآ کآر رویآمون ؛ از پونه خونه سآختنه
 
 
نشونه پروآنگی ؛ زندگی هآ رو بآختنه
 

 

 

 
این روزآ تنهآ چآرمون ؛ شآید پرنده مردنه


 
رو بآم پآک آسمون ؛ ستآره رو شمردنه

 
 
این روزآ آدمآ دیگه ؛ تو قلب هم جآ ندآرن
 
 
مردم دیگه تو دلهآشون ؛ یه قطره دریآ ندآرن

 
 
این روزآ فرش کوچه هآ ؛ تو حسرت یه عآبره

 
هر جآ یکی ؛ منتظر ورود یک مسآفره
 

 
این روزآ هیچ مسآفری ؛ بر نمی گرده به خونه

 
چشآی خسته تآ ابد ؛ به در بسته می مونه

 
 
این روزآ قصه هآ همش ؛ قصه دل سوزوندنه

 
خلآصه حرف همه ؛ پر زدن و نموندنه

 
 
این روزآ درد آدمآ ؛ فقط غم بی کسیه

 
زندگیشون حآصلی از ؛ حسرت و دلوآپسیه

 
 
این روزآ خوشبختی ما ؛ پشت مه نبودنه
 

کآر تموم شاعرآ ؛ فقط غزل سرودنه

 
 
این روزآ درد آدمآ ؛ دآشتن چتر تو بآرونه

 
چشمآی خیس و ابریشون ؛ همپآی رود کآرونه

 
 
این روزآ دوستآ هم دیگه ؛ بآ هم صدآقت ندآرن

 
یه وقتآ توی زندگی ؛ همدیگر و جآ می ذآرن

 
 
جنس دلآی آدمآ ؛ این روزآ سخت و سنگیه

 
فقط توی نقآشیآ ؛ دنیآ قشنگ و رنگیه

 
 
این روزآ جرم عآشقی ؛ شهر دل و فروختنه

 
چآره فقط نشستن و به پآی چشمی سوختنه

 
 
اسم گلآ رو این روزآ ؛ دیگه کسی نمی دونه

 
امآ تو تآ دلت بخوآد ؛ اینجآ غریب فرآوونه


این روزآ فرصت دلآ ؛ برآی عآشقی کمه

 
زخمآی بی ستآره هآ ؛ تشنه یآس مرهمه

 
 
این روزآ اشک مون فقط ؛ چآره ی بی قرآریه

 
تنهآ پنآه آدمآ ؛ عکسآی یآدگآریه

 
 
این روزآ فصل غربت ؛ عشق و بیدهآی مجنونه

 
بغضآی کآل بآغچه ؛ منتظر یه بآرونه

 
 
این روزآ دوستآی خوبم ؛ همدیگر رو گم میکنن

 
دلآی پآک و سآده رو ؛ فدآی مردم میکنن
 

 
این روزآ آدمآ کمن ؛ پشت نقآب پنجره

 
کمتر میبینی کسی رو که ؛ تا ابد منتظره
 
 
 
مردم مآ به همدیگه ؛ فقط زود عآدت می کنن

 
حقآ که بی وفآیی رو ؛ خوب هم رعآیت میکنن

 
 
درسته که اینجآ همه ؛ پاییزآ رو دوست ندآرن

 
پاییز که از رآه میرسه ؛ پآ روی برگآش می ذآرن

 
 
امآ شآید تو زندگی ؛ یه بغض خیس و کآل دآرن

 
چند تآ غم و یه غصه و آرزوی محآل دآرن

 
 
این روزآ بآید هممون ؛ برآی هم سآیه بآشیم

 
شبآ یه کم دلوآپس ؛ کودک همسآیه بآشیم

 
 
اون وقت دوبآره آدمآ ؛ دستآشون رو پل میکنن

 
دردآی ارغوآنی رو ؛ بآ هم تحمل می کنن

 
 
اگه به هم کمک کنیم ؛ زندگی دیدنی میشه

 
بر سر پیمان می مونن ؛ دوستآی خوب تآ همیشه
 
 
 
امآ نه فکر که میکنم ؛ این کآر یه کآر سآده نیست

 
انگآر برآی گل شدن ؛ هنوز هوآ آمآده نیست
(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)

 






[ چهارشنبه 20 فروردین1393 ] [ 23:36 ] [ به قلم سیدهآشم ]

روی دیوار

 

 

روی سآیه ایـــــ که به جآ مانده از تو

 

چشــــم می کشم و دهآنی که بخندد

 

 

به این همه تنهآیی و انتـــظآر ...

 

این خآنه بعد از تو فقـــــط دیوآر استـــــ

 

 

و تکه ذغآلی که خطــــ می کشد

 

نیآمدنتـــــــ رآ ...

 

 

تو همیشه دعـــوتی

 

راس سآعتـــــ دلتنگــــی . . .

 

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع را ذکر کنید.)





[ چهارشنبه 20 فروردین1393 ] [ 22:2 ] [ به قلم سیدهآشم ]

<a href=

 

همه از دوست فقط چشم و دهن می‌خوآهند

 

روزگآريست همه عرض بدن می‌خوآهند

 

 

عشق‌هآ را همه بآ دور کمر می‌سنجند

 

آنچه ديدند به مقيآس نظر می‌سنجند

 

 

خوب ؛ طبيعي ست که يکروزه به پآيآن برسد

 

عشق‌هآيی که سر پيچ خيآبآن برسد. . .!


منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀


(لطفا در صورت کپی بردآری منبع را ذکر کنید.)






[ جمعه 15 فروردین1393 ] [ 20:4 ] [ به قلم سیدهآشم ]

دوستت دارم

 

 

وقتی کسی رو دوست دآری ؛حآضری جون فدآش کنی

 

حآضری دنیآ رو بدی ؛ فقط یه بآر نگآش کنی

 

 

به خآطرش دآد بزنی ؛ به خآطرش دروغ بگی

 

رو همه چی خط بکشی ؛ حتی رو برگ زندگی

 

 

وقتی کسی تو قلبته ؛ حآضری دنیآ بد بآشه

 

فقط اونی که عشقته ؛ عآشقی رو بلد بآشه

 

 

قید تموم دنیآ رو ؛ به خآطر اون میزنی

 

خیلی چیزآ رو میشکنی ؛ تآ دل اونو نشکنی

 

 

حآضری قلب تو بآشه ؛ پیش چشآی او گرو

 

فقط خدآ نکرده اون ؛ یه وقت بهت نگه برو

 

 

حآضری هر چی دوست ندآشت ؛ به خآطرش رهآ کنی

 

حسآبتو ؛ حسآبی از مردم شهر جدآ کنی

 

 

حآضری حرف قآنونو ؛ سآده بذآری زیر پآت

 

به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب بآ وفآت

 

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

 

حآضری جونتو بدی ؛ یه خآر توی دستآش نره

 

حتی یه ذره گرد و خآک ؛ تو معبد چشآش نره

 

 

حآضری مسخرت کنن ؛ تمآم آدمآی شهر

 

امآ نبینی اون بآهآت ؛ کرده وآسه یه لحظه قهر

 

 

حآضری که هر جآ بری ؛ به خآطرش گریه کنی

 

بگی که محتآجشی و به شونه هآش تکیه کنی

 

 

حآضری هر چی بشنوی ؛ حتی اگه سرزنشه

 

به خآطر اون کسی که ؛ خیلی برآت بآ ارزشه

 

 

حآضری هر روز سر اون ؛ بآ آدمآ دعوآ کنی

 

غرورتو بشکنی و بآز خودتو رسوآ کنی

 

 

حآضری هر کی جز اونو ؛ سآده فرآموش بکنی

 

پشت سرت هر چی میگن چیزی نگی ؛ گوش بکنی

 

 

وقتی کسی رو دوست دآری ؛ صآحب کلی ثروتی

 

نذآر که از دستت بره ؛ این گنج خیلی قیمتی

 

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع را ذکر کنید.)





[ یکشنبه 10 فروردین1393 ] [ 15:49 ] [ به قلم سیدهآشم ]

<a href="http://tehrankids.com/index.php?do=cat&category=poem" title="اشعار و مطالب عاشقانه">عشق</a>ولانه 2

 

 

سلآم عزیز مهربون ؛ اجآزه هست بشم فدآت؟

 

اجآزه هست تو شعر من ؛ اثر بذآره خنده هآت؟

 

 

شب که میشه یوآش یوآش ؛ بآ چشمک ستآره هآش

 

اجآزه هست از آسمون ؛ ستاره کش برم برآت؟

 

 

اجآزه هست بیآی پیشم ؛ یکم بگم دوستت دآرم؟

 

تو هم بگی دوسم دآری ؛ بآرون بشم دل ببآرم

 

 

بریم تو بآغ اطلسی ؛ بی رنج و درد بی کسی

 

بهت بگم اجآزه هست ؛ گل روی موهآت بذآرم

 

 

اجآزه هست خیآل کنم ؛ تآ آخرش مآل منی؟

 

خیآل کنم دل منو ؛ بآ رفتنت نمیشکنی؟

 

 

اجآزه هست خیآل کنم ؛ بآزم میآی میبینمت؟

 

بآ اون چشآی مهربون ؛ دوبآره چشمک میزنی؟

 

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

 

طپش طپش بآ چشمکات ؛ غزل بگم برآی تو

 

بآ اتکآ به عشق تو ؛تو زندگی برم جلو؟

 

 

هر چی بگی نه نمیگم ؛ جونم بخوآی برآت میدم

 

هر چی میخوآی بهم بگو ؛ فقط بهم نگو برو

 

 

اجآزه هست بآزم تو خوآب ؛ بوس بکآرم کنج لبآت؟

 

یه شعر تآزه تر بگم ؛ به یآد شدم گونه هآت

 

 

نشونیتو بهم میدی؟ تآ پنهون از چشم همه

 

ورق ورق نآمه بدم بآزم برآت

 

 

همیشه مهربون من! نآمه رسید به انتهآ

 

فقط یه چیز یآدت بآشه ؛ بآزم به خوآب من بیآ...

 

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

 

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع را ذکر کنید.)





[ یکشنبه 10 فروردین1393 ] [ 0:49 ] [ به قلم سیدهآشم ]

<a href="http://tehrankids.com/index.php?do=cat&category=poem" title="اشعار و مطالب عاشقانه">عشق</a>ولانه 4

 

روزی که مرا بر گل رویت نظــــــر افتاد

 

احساس نمودم که دلم در خطر افتاد

 

 

تا چشم من افتاد به گلبرگ جمالت

 

زیبایی گلهای بهار از نــــظر افـــــتاد

 

 

می خواستم از چشم تو محفوظ بمانم

 

کز برق نگاه تو به جانــــم شــــرر افتاد

 

 

گفتم نشـــــود راز دلـــــم فـاش ولیکن

 

دل خون شد و از پرده چشمم بدر افتاد

 

 

هر کس که شراب از خم چشمان تو نوشید

 

مخمور نگــاه تــــو شــــد و بی خــــبر افتاد

 

 

گـــنجینه اســـــرار ازل بود دل مـــن

 

امروز اگر پیش تو بی سیم و زر افتاد

 

 

خسرو به هوای لب شیرین تو بر خاست

 

برخاست ولی مثل مگس در شـکر افتاد

 

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

 

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع را ذکر کنید.)





[ چهارشنبه 7 اسفند1392 ] [ 22:30 ] [ به قلم سیدهآشم ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

class=pging> ........ مطآلب قدیمی‌تر >>


دربآره وب سآیت

وإِن يَکَادُ الَّذِينَ کَفَرُوا

لَيُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا

سَمِعُوا الذِّکْرَ وَيَقُولُونَ

إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ

إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِينَ.

✿✿✿✿✿✿✿✿✿

کسی که همیشه سعی میکنه

بقیه رو شاد کنه...

بیشتر از همه تنهاست...!!!

اون رو تنها نذارید!

چون هیچوقت به شما نمیگه که بهتون نیاز داره...

(خیلی وقتها , خیلی زود دیر میشه)

_________________

جناب علامت سوال! خیالت راحت!

داغ دستم هنوز جاش مشخصه! فراموشت نکردم!
عنآوین مطآلب ارسآل شده
امکانات وب


ساخت فلش مديا پلير
چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر


Up Page
Online User