. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . پست ثآبت . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

به وب سآیت Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ آشنآی دل پریشآن Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ خوش آمدید.

 تآ بآزشدن صفحآت؛لطفاکمی صبور بآشید.

 

برآی خوآندن خآطرآت *زندگی من2سآل قبل از تولدم* 

   اینجآ کلیک کنید.

اول خودم. بعد دیگران! اونم اگه فرصت بشه. . .!

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

 

 

صبر کن. . .!

 

صبر کن عشق تو تفسير شود، بعد برو

 

يا دل از ماندن تو سير شود، بعد برو

 

 

خواب ديدي که دلم دست بدامان تو شد

 

تو بمان خواب تو تعبير شود، بعد برو

 

 

لحظه اي یاد تو را خواند که با او بروي

 

تو بمان تا به يقين دير شود، بعد برو

 

 

صبر کن عشق زمين گير شود، بعد برو

 

يا دل از ديده ي تو سير شود، بعد برو

 

 

تو اگر کوچ کني بغض خدا مي شکند

 

تو بمان گريه به زنجير شود، بعد برو

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀  

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)

می روم. . .!

 

می روم امآ بدآن یک سنگ هم خوآهد شکست

آنچنآن که تآرو پود قلب من از هم گسست



می روم بآ زخم هآیی مآنده از یک سآل سرد

آن همه برفی که آمد آشیآنم رآ شکست



می روم امآ نگویی بی وفآ بود و نمآند

از هجوم سایه هآ دیگر نگآهم خسته است



رآستی : یآدت بمآند از گنآه چشم تو

تآول غربت به روی بآغ احسآسم نشست



طرح ویرآن کردنم امآ عجیب و سآده بود

روی جلد خآطرآتم دست طوفآن نقش بست

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀  

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)

مآنده بودی اگر. . .!

 

مآنده بودی اگر، تو رآ تآ به عرش خدآ می رسآندم 

 

مآنده بودی اگر، تو رآ تآ دل قصه هآ می کشآندم

 

 

اگر بآ تو بودم، به شب هآی غربت که تنهآ نبودم

 

مآنده بودی اگر، زتو می نوشتم، تو رآ می سرودم

 

 

مآنده بودی اگر نازنینم، زندگی رنگ وبوی دگر دآشت

 

این شب سرد وغمگین غربت، بآ وجود تو رنگ سحر دآشت

 

 

بآ تو این مرغک پرشکسته، مآنده بودی اگر بآل و پردآشت

 

بآتو بیمی نبودش زطوفآن، مآنده بودی اگر همسفر دآشت

 

 

هستی ام رآ به آتش کشیدی، سوختم من ندیدی ندیدی

 

مرگ دل آرزویت اگر بود، مآنده بودی اگر می شنیدی

 

 

بآ تو دریآ پر از دیدنی بود، شب ستاره گلی چیدنی بود

 

خآک تن شسته در موج بآرآن، در کنآر تو بوسیدنی بود

 

 

بعد تو خشم دریآ وسآحل، بعد تو پآی من مآنده در گِل

 

مآنده بودی اگر، موج دریآ، تآ ابد هم پر از دیدنی بود

 

 

بآ تو وعشق تو زنده بودم، بعد تو من خودم هم نبودم

 

بهترین شعر هستی رو بآ تومانده بودی اگر می سرودم

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀  

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)

بی تو. . .!

 

بیآ که در غمِ عشقت مشوشم بی تو

 

بیآ ببین که در این غم چه نآخوشم بی تو

 

 

شب از فرآق تو می نآلم، ای پری رُخسآر

 

چو روز گردد گویی در آتشم بی تو

 

 

دمی تو شربتُ وصلم ندآده ای جآنآ

 

همیشه زهر فرآقت همی چِشَم بی تو

 

 

اگر تو بآ منِ مسکین چنین کنی جآنآ

 

دو پآیم از دو جهآن نیز دَرکِشَم بی تو

 

 

پیآم دآدم و گفتم :بیآ خوشم می دآر

 

جوآب دآدی و گفتی که من خوشم بی تو

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀  

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)

عطر تنت. . .!

 

 

 عطر تنت پیچیده در آغوش سردم

 

بآ پیکر مجروحِ قلبم در نبردم

 

 

درمآنده از خودکآمگی هآی زمآنه

 

می خوآهم امشب شآنه ات رآ،کوه دردم

 

 

هی میزند یک در میآن نبض نفسهآم

 

بآید به دنبآل کسی در خود بگردم

 

 

هر لحظه گُر میگیرد احسآس غریبم

 

امشب میآن خآطرآتم دوره گردم

 

 

پآشیده گرد بی کسی ، در شعرم امآ

 

من در میآن این همه نآمرد ، مَردم

 

 

وقتی که چشمم شد دخیل چشمهآیت

 

دآنستم از چشمآن سردت نیز طردم

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀  

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)

عطر آرآم تنت. . .!

  

 

من عطر آرآم تنت رآ دوست دآرم

محبوب من ; پیرآهنت رآ دوست دآرم

 

 

یک شب سخن گفتی به آرآمی و گفتم

آوآی نجوآ کردنت رآ دوست دآرم

 

 

بگذآر تآ دستم به دآمآن تو بآشد

بآزی دست و دآمآنت رآ دوست دآرم

 

 

لبخند تو عطری شبیه یآس دآرد

فهمیده ام خندیدنت رآ دوست دآرم

 

 

عکس تو می افتد درون آب ; چون مآه

ای مآه کآمل ; دیدنت رآ دوست دآرم

 

 

بآ یک گل لبخند تو دنیآ بهآر است

دلدآر من ; بوئیدنت رآ دوست دآرم

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀  

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)

یآد تو. . .!

 

باز شب ماند و من و این عطش خانگی ام

باز هم یاد تـــــــو ماند و من و دیوانگی ام

 

اشک در دامنم آویخت کـــــه دریا باشم

مثل چشم تو پر از شوق تماشا باشم

 

خواب دیدم کــه تو می آمدی و دل می رفت

محرم چشم ترم می شدی و دل می رفت:

 

یک نفر مثل پـــــری یک دو نظر آمد و رفت

با نگاهی به دل خسته ام آتش زد و رفت

 

خنده زد کوچه به دنبال تبسم افتاد

باز دنبال جگر گوشه ی مــردم افتاد

 

آخــــــرش هم دل دیوانه نفهمید چه شد

یک شبه یک شبه دیوانه چشمان که شد”

 

تا غــزل هست دل غمزده ات مال من است

من به دنبال تو چشم تو به دنبال من است

 

“آی تو، تو کـــــه فریب من و چشمان منی

تو که گندم، تو که حوا، تو که شیطان منی

 

تو که ویران من بی خبر از خود شده ای

تو که دیوانه ی دیوانه تر از خود شده ای”

 

در نگــــــــــــــاه تو که پیوند زد اندوه مرا

چه کسی گل شد و لبخند زد اندوه مرا

 

ای دلت پولک گلنـــــــــار؛ سپیدار قدت

چه کسی اشک مرا دوخته بر چارقدت؟

 

چند روزی شده ام محرمت ایلاتی مــن

آخرش سهم دلم شد غمت ایلاتی من

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀  

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)

امشب...!

جملات عاشقانه زیبا

 

می شود امشب میان ِ لحظه های عاشقی

 

دست در دستان ِ من ، دعوت به یک رقصم کنی

 

امشب از لبهای خود جای شراب ِ قرمزی

 

مرده ام ، شاید که شد با بوسه ای “هستم” کنی!

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀  

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)

تویی...!

 

تویی که ناب ترین فصل هر کتاب منی


شروع وسوسه انگیز شعر ناب منی

 

 

من آن سکوت شکسته در آسمان توام


و تو درآمد دنیا و آفتاب منی

 

 

چقدر هجمه ی تشویش بی تو بودن ها


تویی که نقطه ی پایان اضطراب منی

 

 

برای زندگی ی بی جواب و تکراری


به موقع آمدی و بهترین جواب منی

 

 

روان در اوج خیالم چو رود می مانی


همیشه جاری و مانا در عمق خواب منی

 

 

نفس پس از گذرت از حساب می افتد


و تو دلیل نفس های بی حساب منی

 

 

رها مکن غزلم را همیشه با من باش


که ختم خاطره انگیزه شعر ناب منی

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀  

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)

رفتی. . .!

 

رفتنت آغآز ویرآنیست حرفش رآ مزن 

 

ابتدآی یک پریشآنیست حرفش رآ مزن 

 

 

گفته بودی چشم بردآرم ؛ من از چشمآن تو 

 

چشمهآیم بی تو بآرآنیست حرفش رآ مزن 

 

 

آرزو دآری که دیگر برنگردم پیش تو 

 

رآهمآن بآ اینکه طولآنیست ؛ حرفش رآمزن 

  

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

دوست دآری بشکنی قلب پریشآن مرآ 

 

دل شکستن کآر آسآنیست ؛ حرفش رآ مزن 

 

 

خورده ای سوگند ؛ روزی عهد مآ رآ بشکنی 

 

این شکستن نآ مسلمآنیست ؛ حرفش رآ مزن 

 

 

حرف رفتن میزنی ؛ وقتی که محتآج توام 

 

رفتنت آغآز ویرآنیست ؛ حرفش رآ مزن 

   

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀  

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)

بآز بآرآن. . .!

باز باران.......... 

 

بآز بآرآن بآ ترآنه ؛ می خورد بر خانه 

 

خآنه ام کو؟ خآنه ات کو؟ آن دل دیوآنه ات کو؟؟ 

 

 

روزهآی کودکی کو؟ فصل خوب سآدگی کو؟؟ 

 

یآدت آید روز بآرآن ؛ گردش یک روز دیرین 

 

 

پس چه شد دیگر؟ کجآ رفت خآطرآت خوب و رنگین؟؟ 

 

در پس آن کوی بن بست ؛ در دل تو آرزو هست؟؟  

 

 

کودک خوشحآل دیروز ؛ غرق در غم هآی امروز 

 

یآد بآرآن رفته از یآد ؛ آرزوهآ رفته بر بآد. . . 

 

 

بآز بآرآن ؛ بآز بآرآن ؛ می خورد بر بآم خآنه 

 

بی بهآنه بی ترآنه ؛ شآید گم کرده خآنه. . .! 

   

 منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀ 

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)

دیوآر. . .!

 عاشقانه های کوتاه...

 

روی دیوآر 

 

روی سآیه ای که به جآ مآنده از تو. . . 

 

چشم می کشم! و دهآنی که بخندد 

 

به این همه تنهآیی و انتظآر. . . 

 

این خآنه بعد از تو ؛ فقط دیوآر است 

 

و تکه زغآلی که خط می کشد!

 

نیآمدنت رآ. . . 

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀ 

 

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)

ردپآ. . .!

مناظره ای عاشقانه و خواندنی بین لیلی و مجنون  (حتما بخونید)  

 

لیلی گفت: موهآیم مشکی ست  ؛مثل شب ؛ حلقه حلقه و موآج 

  

دلت درون حلقه هآی موی من است 

 

 

نمی خوآهی دلت رآ آزآد کنی؟ 

  

نمی خوآهی موج گیسوی لیلی رآ ببینی؟ 

 

 

مجنون دست کشید به شآخه هآی آشفته بید و گفت:  

 

نه ؛ نمی خوآهم ؛ گیسوی موآج لیلی رآ نمیخوآهم 

 

 

لیلی گفت: چشمهآیم جآم شیشه ای عسل است شیرین 

 

نمی خوآهی عکست رآ درون جآم عسل ببینی؟ شیرینی لیلی رآ؟

 

 

مجنون چشم هآیش رآ بست و گفت: هزآر سآل است 

 

 عکسم ته جآم شوکرآن است ؛  تلخ! تلخی مجنون رآ تآب می آوری؟ 

 

 

لیلی گفت: لبخندم خرمآی رسیده نخلستآن است 

 

خرمآ طعم تنهآیی ات رآ عوض نمی کند؟ نمی خوآهی خرمآ بچینی؟ 

 

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

 

مجنون خآری در دهآنش گذآشت و گفت:  

 

من خآر رآ دوستتر دآرم . . .

  

 

لیلی گفت: دستهآیم پل است ؛ پلی که مرآ به تو می رسآند 

 

بیآ و از این پل بگذر. . . 

 

 

مجنون گفت: امآ من از این پل گذشته ام 

 

آنکه می پرد ؛ دیگر به پل نیآزی ندآرد 

 

 

لیلی گفت: قلبم اسب سرکش عربی ست! 

 

بی سوآر و بی افسآر. . . 

 

 

عنآنش رآ خدآ بریده ؛ این اسب رآ بآ خودت می بری؟ 

 

مجنون هیچ نگفت. . .! لیلی که نگآه کرد 

 

 

مجنون دیگر نبود ؛ تنهآ شیهه ی اسبی بود و رد پآیی بر شن 

 

لیلی دست بر سینه اش گذآشت ؛ صدآی تآختن می آمد. . .  

  

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀ 

 

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع رآ ذکر کنید.)

قسمت بیست و دوم : اعزام و خاطرات آموزش(بخش دوم). . .!

به خآطر اینکه پستهآ طولآنی نشه 

 

اعزآم و خآطرآت سربآزی رو به چند بخش تقسیم کردم. . .   

 

خآطرآت آموزش تکمیل ؛ و این قسمت هم تموم شد. . .

 

لطفا ادامه مطلب  

 

 

 قسمت اول

ادامه نوشته

وآژه هآ. . .!

واژه ها

 

تو معنآی تمآم وآژه هآی منی 

 

برآی عآشقآنه هآیم ؛ به دنبآل وآژه میگردم 

 

 

تو بآز هم در من ظهور میکنی. . . 

 

تو بآز هم مرآ به دنیآی خود می بری 

 

 

تو بآز هم مثل همیشه ؛ به اوج می بری! به نآکجآ. . . 

 

لبخند که میزنی ؛ پرنده ی دلم بآل بآل می زند 

 

 

بآ این دل پر بریده چه کنم. . .؟ 

 

می خوآهم از آنجآ بگویم که نگآهم در نگآهت حل شد 

 

 

من عآشق تر شدم و عآشقآنه ای آبستن. . . 

 

در نآکجآی ذهنم تو اردو زدی. . . 

 

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

 

دلم که دیگر ملک خصوصی توست ؛ و من نوشتم از بودن تو 

 

توئی که ؛ از تو برآی تو و برآی دلتنگی هآی همیشگیم می نویسم 

 

 

میخوآنی و می گویی ؛ سلآم بآنوی من. . .  

 

و من سلآمت رآ هر بآره بآ سبدی از گلهآی سرخ؛به رنگ بوسه؛پآسخ می دهم 

 

 

و تو....تو که حجم بودنت به اندآزه تمآم هستی من است. . . 

 

بگذآرید همه بدآنند....بگذآرید بدآنند....می خوآهم فریآد کنم. . . 

 

 

بآشد ؛ این بآر هم نه.... امآ می گویم 

 

که من تو رآ ؛ بهترین می دآنم ؛ و تو رآ می خوآهم. . . 

 

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀ 

 

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع را ذکر کنید.)

قسمت بیست و دوم : اعزام و خاطرات آموزش(بخش اول). . .!

سلآم به همه ی دوستآن و بآزدیدکنندگآن عزیز و گرآمی 

  

بآزم مجدد خدمتتون رسیدم تآ ادآمه دآستآن رو برآتون بنویسم  

  

دوستآنی که قسمتهآی قبل رو نخوندن 

  

میتونن از طریق لینکهآی اعمآل شده قسمتهآی قبلی رو هم بخونن 

 

لطفا ادامه مطلب  

ادامه نوشته

بآز بآرآن. . .!

باز باران 

 

 می چکد بر دفترم ؛ تآ بشوید هر چه دآرم در سرم 

 

بآز بآرآن بی بهآنه ؛ می زند بر جآن خسته 

 

  

تآ بشوید گونه هآ رآ ؛ از غبآر سفله بسته 

 

بآز بآرآن بی ترآنه ؛ می زند بر دشت لآله 

 

 

تآ بشوید زخم و درد عآشقی رآ 

 

از درون قلب هآی زخم دیده 

 

 

بآز بآرآن بی نشآنه ؛ می زند بر صآحبآن این زمآنه 

 

تآبشوید رنگ تزویر و ریآ رآ؛از لبآس مردم درخوآب مآنده 

 

 

حآل بآرآن در درون ابر پنهآن می شود 

 

رنگ و بویش از دیده میگردد نهآن 

 

 

می گریزد او از این درد عیآن ؛ بآز بآرآن 

 

دور می گردد ز من ؛ تآ نبیند سیل اشک و آه من.... 

  

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀ 

 (لطفا در صورت کپی بردآری منبع را ذکر کنید.)

شوق وصآل. . .!

نبودنت 

 

دیگه به نبودنت عآدت کرده بودم 

 

خودمو بآ خیآلت رآحت کرده بودم 

 

 

دو بآره زد به سرم شعر دلتنگی بگم 

 

برآی دل خودم ؛ شعر غریبی رو بگم 

 

 

گونمو تر بکنم ؛ شوق اشکآمو ببینم 

 

اومدی ودلتنگی هآ  همه رفتن 

 

 

شوق وصآل و جآ گذآشتن 

 

تآ اومدم بآ آغوشت جون بگیرم 

 

 

خیآل تآزه ای رو پیش چشمآی تو دیدم 

 

دوبآره نوآزش و دوست دآشتن و عآشقی 

 

 

سرکآر گذآشتن دل ؛ تو شب هآی بی قرآری 

 

دوبآره لحظه ی نآب رسیدن 

 

 

دوبآره تشنه ی شوق بوسیدن 

 

چه خیآل سآده و خوبی ؛ پیش چشمآی تو بودن و دل فریبی  

 

 منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀ 

 

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع را ذکر کنید.)

بنویس. . .!

بنویس نامه نویس  

 

بنویس نآمه نویس ؛ حرفهآی خوب خوب بنویس 

 

بنویس وقتی تو نیستی ؛ دیگه انگآر چیزی نیست 

 

 

اگه خندش میگیره ؛ گریه مو از سر بنویس 

 

بنویس نآمه نویس 

 

 

بنویس خوآستنم از جنس گل ابریشمه 

 

بنویس پآکی من ؛ پآکی نور و شبنمه 

 

 

همه دوست دآشتنمو نقطه به نقطه بنویس 

 

بنویس قصه زیآده ؛ ولی کآغذم کمه 

 

 منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀

 

بنویس نآمه نویس ؛ بنویس خوآستن من شمردنی نیست بنویس 

 

بنویس خسته شدم ؛ آنقدر خسته که گفتنی نیست 

 

 

همه دلتنگی من که گفتنی نیست ؛ بنویس 

 

ننویس نه ننویس ؛ هر چی که گفتم ننویس

 

 

ننویس نه ننویس ؛ هر چی دلت خوآست بنویس 

 

 ننویس چون که برآش نآمه هآ تکرآری شده!  

 

 

 چیزی از من ننویس ؛ فقط برآش رآست بنویس 

 

نآمه نویس رآست بنویس نآمه نویس. . .! 

  

منبع: ❀ آشنای دل پریشآن ❀ 

 

(لطفا در صورت کپی بردآری منبع را ذکر کنید.)